لعنت به این سئو

فارغ از استیل و کلمات کلیدی

لعنت به این سئو

فارغ از استیل و کلمات کلیدی

لعنت به این سئو

از پشت پنجره ی اتاق
از پشت پرده خاطرات غمزده
یاد تو
چه دلنشین و خنک
این جان خسته را نوازش می دهد

باد می آید و انگار تویی می گذری

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان

دل نشکن

با حرفت کسی رو نا امید نکن.وجدان داشته باش و تو ذوق کسی نزن.

مدیر پر حرف

اعصاب نداشته باشی،کلی فکر و خیال و دغدغه و نگرانی و بدبختی داشته باشی،کارت مونده باشه،دو روز هم خونه نرفته باشی و کم خواب باشی،عجله ای بخوای کار رو انجام بدی.حالا این وسط ی مدیر هم پر حرف بغلت بشینه و هی چرند بگه و مجبور بشی گوش بدی و لبخند تحویلش بدی.

اولین مجمع

اولین مجمع عمومی زندگیم رو میخوام برم. برای مجتمع پارس جنوبی، پالایشگاه ایلام و گاز آستان چهار محال. لحظه خاطره انگیزیه برام

نالیم به ناله ای که آگه نشوی




.به پام پیر شو

بیا از همین الان به پای هم پیر شویم. 

ای کاش آنقدر مرا دوست داشتی که به پام می موندی. جز تو نمیتوانم به کسی دیگه فکر کنم. 

لعنت به تو، کاش میتوانستیم عین دو انسان بالغ کاملا پوست کنده با هم صحبت می کردیم و صلاح مصلحت میگردیم. کاش شرایطم رو باهات در میون مبزاشتم و تو هم میگفتی اشکال نداره. وایمیستم به هوات. نه اینکه بگی....

لعنتی، آدم درست در زمان غلط، و آدم غلط در زمان درست. 

کاش میشد حرف هایمان را رک و پوست کنده به هم می زدیم. 

کاش آنقدر دوستم  داشتی... مانند دوست داشتن  من

فکر کن حبس ابد باشی

 و یکبار فقط

به مشامت نَمی از بوی خیابان برسد!

آه از غرور.آه از غرور

امروز همکارم داشت کاری که بلد بودم رو بهم میگفت،طوری که گویی بلد نیستم و میخواد بهم یاد بده.هی میگفت این اینجوریه،این اینجوری.حقیقت اولاش اعصابم خورد میشد و غرور درونیم صدا میزد که فریاد کن و بگو بلدم همه رو.میدونم.نمیخواد ب من بگی.ولی فهمیدم کار غرورمه.منم گارد نگرفتم که بلدم بابا و اینا.با خودم فکر کردم چه اشکالی داره حس مثبت تو وجودش ایجاد کنم؟حس مفید بودن و مثبت بودن.خدا رو شکر نزاشتم غرورم بهم آسیب بزنه و دل ی بنده خدایی رو بشکنم.کلی هم تشکر کردم ازش و گفتم مرسی و تا آخر هم هیچ  دخالت نکردم تو کارش.هر چند وقتمو گرفت و اونطور که میخواستم نشد....

شکرت خدایا

بیمار خنده های تو ام

کاش میشد خنده هاتو از نزدیک ببینم، کاش میشد ذوق کردناتو تو چشمای سیاهت ببینم، کاش میشد وقتی دارم حرف میزنم،ببینم که چطور با توجه و چهار چشمی داری منو نگاه میکنی. کاش آتش عشق و خرسندی رو تو چشمت ببینم تو ای زمانه رنگارنگ. من رنگ تو رو نمی بینم. خیلی برام سخته. کاش پیشم بودی. کاش نزدیکم بودی. با هر کی جز تو حرف میزنم عذاب وجدان میگیرم. آمادگی دارم به هوای تو، یک جهان رو پشت سرم بزارم. 

کاش عشوه ها و دلبری هاتو می دیدم، کاش می تونستم کمکی کنم بهت. کاش با ناز و کرمشه حرف زدن تو رو می دیدم وتو دلم آب میشدی. کاش می دیدم که با اون دست های کوچولوت چطوری امور روزانه ات رو انجام میدی.  

امید به تغییر در ازدواج

زنا به این امید ازدواج می کنند که مردشون عوض شن،ولی مردا میخوان با کسی ازدواج کنند که عوض نشه!همون طوری خوب و زیبا بمونه.

ها علیُ بشر


کیف بشر؟؟؟!

ها علی بشر کیف بشر؟؟؟

ها علی بشر کیف بشر؟؟؟؟