لعنت به این سئو

فارغ از استیل و کلمات کلیدی

لعنت به این سئو

فارغ از استیل و کلمات کلیدی

لعنت به این سئو

خوش دارم که در نیمه های شب در سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم. با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم. آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم، محو عالم بی نهایت شوم . از مرزهای علم وجود در گذرم و در وادی ثنا غوطه ور شوم و جز خدا چیزی را احساس نکنم.
از پشت پنجره ی اتاق
از پشت پرده خاطرات غمزده
یاد تو
چه دلنشین و خنک
این جان خسته را نوازش می دهد
باد می آید و انگار تویی می گذری

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
نویسندگان

۱۸۵ مطلب با موضوع «جملات زیبا» ثبت شده است

داشتم از گرما می مُردم. به راننده گفتم دارم از گرما می میرم. راننده که پیر بود گفت: «این گرما کسی رو نمیکشه.» گفتم: «جالبه ها، الان داریم از گرما کباب می شیم، شش ماه دیگه از سرما سگ لرز می زنیم.» راننده نگاهم کرد. ...

بند بگسل،

باش آزاد ای پسر!

چند باشی بند سیم و بند زر؟؟!!(شایدم چند باشی بند لایک و بند اینستا؟)

گر بریزی بحر را در کوزه ای

چند گنجد قسمت یک روزه ای؟

شاد باش ای عشق خوش سودای ما

ای طبیب جمله علت های ما

ای دوای نخوت و ناموس ما

ای تو افلاطون و جالینوس ما

مثل امروزی:)

در گذشته نه چندان دور که هنوز اینترنت و وبلاگ و سایت و فیس بوک و توئیتر و از از این حرفا نبود؛ نوجوانان معمولاً یک دفتر خاطراتی داشتند و گاهی آن را به دوستانشان می دادند که بر آن دفتر چیزی به یادگار بنویسند. یکی از اشعاری که زمانی مد شده بود (البته بعد از مد شدن بیت معروف اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه...)، این قطعه شعر بود که:

تک تک چیزهایی که

توی زندگیت اتفاق افتادن،دارن تو رو برای لحظه ای آماده میکنن ک هنوز نرسیده

+و خدایا در اون لحظه کنارم باش.مرسی

دلت را بمیران

موسی! دلت را با خشیت ِ از من بمیران. کهن‌جامه باش و تازه‌دل .. چنانکه در زمین گمنام باشی و در آسمان، نامدار .. بدان که اگر پیوندت با من بُربد، با دیگری هرگز نپیوندد. مرا بپرست .. من از تو چیزی نخواستم که بیازاردت. فقط خواستم که بخوانی‌ام تا اجابتت کنم.

موسی! آینده‌ی این دنیا همچون گذشته‌اش است .. روزگار، بلندش کوتاه است و کوتاهش بلند. چنان بکوش که گویا جزای عمل را به چشم می‌بینی. دنیا را واگذار که نه دنیا برای توست و نه تو برای دنیا .. موسی! تو را چه کار به خانه‌ی ستمگران؟

من رودخانه ای هستم


که تقدیر  جیره بندی ام کرد

تا مرداب ها از گرسنگی نمیرند

من شور بی پایانی بودم

و هیجانی 

که به مصرف هیچ و پوچ رسید

من خودم بودم

که به غارت تردیدهای طولانی رفتم



درد لذت بخش

پیرمرد مى گفت آدم از جنس باخت است. آدم هایى که سراسر زنده گى به کسى نباخته اند عاقبت به زمان مى بازند. زمان موکب آرزوهاى بر باد رفته است. آدم هایى که روزى تمام سال هاى دانشکده را روى پله هاى کنارى مى نشستند در فکر کسى که به سراغ باخت شان آمده بود حالا دنبال ِ زنده گى افتاده بودند، زن گرفته بودند، بچه هاى قد و نیم قد. بین خطوط راننده گى مى کردند. و پیاده از خط کشى ها عبور مى کردند. بى آنکه متوجه باشند که زمان زیرشان گرفته...

آدم محصول درد است. وقتى در روزه گار مبتذل این روزها نمى توانى اسنپ بگیرى.. مبادا راننده تو را بخواهد به زور از خیابان باخت هاى گذشته عبور دهد.. ترس از تشییع مقابل آرزوهاى بر باد رفته ...




دلم تغییر میخواهد

دلم باران

دلم دریا 

دلم لبخند ماهی ها

دلم اغوای تاکستان به لطف مستی انگور

دلم بوی خوش بابونه می خواهد

دلم یک باغ ِ پر نارنج

دلم آرامش ِتُرد وُ لطیف ِ صبح شالیزار

دلم صبحی 

سلامی 

بوسه ای 

عشقی

نسیمی 

عطر لبخندی 

نوای دلکش تارو کمانچه 

از مسیری دورتر حتی

دلم شعری سراسر دوستت دارم

دلم دشتی پر از آویشن و گل پونه می خواهد

دلم مهتاب می خواهد که جانم را بپوشاند

دلم آوازهای سرخوش مستانه میخواهد

دلم ...تغییر میخواهد

باور کن

همان چیزی که از دست دادنش برای انسان سخت ترین کارهاست ،
سرانجام همانی است که دیگر رغبتی برای آن ندارد!
پس برای ماندن کسی و انجام کاری اصرار نکنید.

همه دوستاتو به یاد بیار!

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ بِطَانَةً مِّن دُونِکُمْ لاَ یَأْلُونَکُمْ خَبَالًا وَدُّواْ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاء مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الآیَاتِ إِن کُنتُمْ تَعْقِلُونَ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دوست و همراهی از غیر خود، انتخاب نکنید! آنها از هیچ گونه شرّ و فسادی درباره شما کوتاهی نمی‌کنند. آنها دوست دارند شما همیشه در رنج و زحمت باشید... و حالا نشانه‌های دشمنی از دهان و کلام‌شان آشکار شده؛ و البته آنچه در دلهایشان پنهان می‌دارند، از آن مهمتر و بزرگتر است. ما آیات (نشانه‌های آنها و راه‌های پیشگیری از شرّ آنها) را برای شما بیان کردیم اگر اندیشه کنید!

سوره ی مبارکه ی آل عمران آیه ی ۱۱۸

 

---

و البته در آیه بعد یک معیار حقیقی به مؤمنین معرفی می کند خداوند متعال آنجا که می فرماید تُحِبُّونَهُمْ وَلاَ یُحِبُّونَکُمْ ..  یعنی آن‌ها کسانی هستند که شما دوست‌شان دارید ولی آن‌ها شما را دوست ندارند.