لعنت به این سئو

فارغ از استیل و کلمات کلیدی

لعنت به این سئو

فارغ از استیل و کلمات کلیدی

لعنت به این سئو

از پشت پنجره ی اتاق
از پشت پرده خاطرات غمزده
یاد تو
چه دلنشین و خنک
این جان خسته را نوازش می دهد

باد می آید و انگار تویی می گذری

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان

۴ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۵ ثبت شده است

اردیبهشت هم تموم شد

کوهی از انرژی در من نهفته است...دوست دارم همه رو به کار بگیرم...

خدایا!قربون شکل ماهت برم.ی وقت حسرت این روزام رو نخورما.میدونی چقدرررر ازت فاصله گرفتم؟؟؟میدونی چه مقاماتی رو از دست دادم؟؟؟میدونی چقدر میتونستم بهتر باشم؟؟؟خدایا خودم نخواستم.انصافا تو هیچی واسم کم نزاشتی....ی وقت نشه برگردم به گذشته ببینم اونی نشدم که میخواما.اوکی؟؟

یا امام رضا،دلم هواتو کرده....یا امام حسین...یا حضرت زهرا....چقدر حرف تو دلمه...چقدر داغ تو دلمه

دلم مناجات میخواد...خدایاا هوستو میکنم...ولی نه،این من نیستم که هواتو میکنم،این تویی که دلت واسه بندت تنگ میشه...فدای اون دلت دریاییت بشم من....آقای من،مولای من،صاحب من...ظرفیتمو زیاد کن که عشق و عظمتتو درک کنم...چقدر جا کار دارم....دلم گریه میخواد...دلم گریه بی امان میخواد...

اردیبهشت هم تموم شد...

چی کار کنم چی کار نکنم؟

چکیده از کتاب:
این کارو نکن، این کارو بکن *
نویسنده : احمد فارسی
************************************

١- اگه میخوای راحت باشی ، کمتر بدون ؛
و اگه میخوای خوشبخت باشی ، بیشتر بخون.

این دو روز رو پاک کن لطفاً

خدایا سلام . خوبی؟؟ خوشی؟؟ چه خبر؟؟ خوش میگذره؟؟ با زحمتا؟؟ ببین، من خیلی پر رو ام،این دو روز که خونه خالم بود رو لطفا کلا پاک کن و کات کن بریز سطل آشغال. مرسی.هیچی دیگه هم ندارم بگم. 

خواهش میکنم.فردا هم اولین روزی هست که بعد از دو سال بیکارم، از خونه هفت صبح میخوام بزنم بیرون اما نمیدونم کجا برم! برم همون شرکتی که فلانی رفته پیشش یعنی؟ پیش مقدس پور.

استرس دارم خدا، توکل به تو، هر چی شد، فقط کمکم کن آدم باشم. سعی میکنم اگه دیدمش عادی باشم! اوکی؟؟
مرسی خدا. توکل به تو.
پس این دو روز حله دیگه،؟ پاک میکنی کلا؟ فکر کن هیچی نشده.
بازم مرسی، قربانت. بوس بوس







یعنی چی؟؟

ناگهان پرده برانداخته‌ای یعنی چه

مست از خانه برون تاخته‌ای یعنی چه
زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب
این چنین با همه درساخته‌ای یعنی چه
شاه خوبانی و منظور گدایان شده‌ای
قدر این مرتبه نشناخته‌ای یعنی چه
نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی
بازم از پای درانداخته‌ای یعنی چه
سخنت رمز دهان گفت و کمر سر میان
و از میان تیغ به ما آخته‌ای یعنی چه
هر کس از مهره مهر تو به نقشی مشغول
عاقبت با همه کج باخته‌ای یعنی چه
حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار
خانه از غیر نپرداخته‌ای یعنی چه