لعنت به این سئو

فارغ از استیل و کلمات کلیدی

لعنت به این سئو

فارغ از استیل و کلمات کلیدی

لعنت به این سئو

خوش دارم که در نیمه های شب در سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم. با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم. آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم، محو عالم بی نهایت شوم . از مرزهای علم وجود در گذرم و در وادی ثنا غوطه ور شوم و جز خدا چیزی را احساس نکنم.
از پشت پنجره ی اتاق
از پشت پرده خاطرات غمزده
یاد تو
چه دلنشین و خنک
این جان خسته را نوازش می دهد
باد می آید و انگار تویی می گذری

پیام های کوتاه
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان

۷ مطلب در آذر ۱۳۹۳ ثبت شده است

ی روز سخت

وای چه روز سختی بود. اون از صبحش که دیر رسیدم سر کار و مدیر بهم گیر داد، آخه پنج شنبه و جمعه هم سر کار بودم و اصن نای سر کار رفتن رو نداشتم.ساعت هفت و نیم از سر کار رفتم انقلاب و دو تا کتاب به چه کلفتی خریدم و با کلی بدبختی آوردمش خونه. شد ساعت ده. ساعت دو هم رفتم انبارگردانی هایپر. دو و نیم رسیدم تا چهار. الانم پنج صبحه و من زیر پتو.خیلی خستم. چشممو ببندم رفتم...خدایا شکرت. 


نمیدونم چرا...

نمیدونم چرا نمازام تازگی زیاد قضا میشه!!

نمیدونم چرا هر کی رو میبینم دور و برم یا ازدواج نکرده یا طلاق گرفته!!

دلم واسه دخترا میسوزه.

خدایا هم روی پسرا هم روی دخترا ی بخت خوب باز کن.

خدایا به من

توفیق خدمت کردن را ارزانی فرما.

چه کنم؟؟؟

خدایا دارم وا میدم....حواست که هست؟

رییییییییدم

-------------------------------------------------------

پ.ن)آخه عزیز من،فدات بشم،چی بگم به تو؟کاشکی....کاشکی

اونو کجای دلم بزارم دیگه

باز شب آمد

بدن ها خسته شد....

باز هم شب شد و کلی فکر و غصه اومد جونم.

از حرف هایی که درونم بی صدا خفه میشن تا دغدغه.....

از حرف هایی که گفتم،از حرف هایی که نگفتم...از کارهای عقب افتاده....

باز هم شروع شد!!!چه آدم های بی انصاف و نامردی پیدا میشن.

خدایا فقط میتونم برای مادرم آرزوی خوشبختی کنم.

برای برادرم آرزوی خوشبختی کنم.

برای پدرم آرزوی خوشبختی کنم.

خودمم به درک.عاقبت به شر هم شدیم شدیم.خدایا فقط دمت گرم حواست به داداشم باشه.خواست به مادرم باشه.حواست به پدرم باشه.

دست تو میسپارمشون.

چقدر این اهنگ معین رو دوست دارم

برای روز میلاد تن من

نمیخوام پیرهن شادی بپوشی

به رسم عادت دیرینه حتی

برایم جام سرمستی بنوشی.


زنان ، موجودات عجیبی هستند :

- مقاوم جلوه میکنند؛ در صورتیکه کوچکترین مشکلات را دوام نمی آورند. 
- ساده و زود باور جلوه میکنند؛ در حالیکه هیچ دروغی را باور نمیکنند.
- فراموشکار جلوه میکنند؛ در حالیکه هیچ اهانتی را فراموش نمیکنند.
- تا زمانی که مردی راعاشقانه دوست بدارند و آن زمان :
- دروغ هایش را میفهمند، اما باور میکنند.
- مشکلاتش را میبینند، اما دوام می آورند.
- اشتباهاتش را میبینند، اما فراموش میکنند.
- زیرا صادقانه عشق می ورزند.
- سرت را بالا بگیر. ..
- تمام زیباییت را به دنیا نشان بده بانو. .....
- می دانی؟ !
- این، کم مقامی نیست.....
- این که بتوانی بی منت عاشق باشی. ..
- این که آغوشت، امن ترین منزلگاه خستگی های یک مرد باشد. ....
- این که چشمانت....
هر چقدر هم که بخواهی نشان بدهی سنگی. .
باز هم فاش میکند مهربانیت را. ....
-تو! - عاشق که میشوی. ...
- از خنده هایت
- از نگاهت پیدا میشود.....
- و این معجزه است
-که برای داشتنش
- مرد میخواهد. .....
- مجنون میخواهد. ...

از کویر آمده‌ام

چشمم از خاطره‌ی ریگ پر است  ابر من باش و دلم را بتکان