لعنت به این سئو

فارغ از استیل و کلمات کلیدی

لعنت به این سئو

فارغ از استیل و کلمات کلیدی

لعنت به این سئو

خوش دارم که در نیمه های شب در سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم. با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم. آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم، محو عالم بی نهایت شوم . از مرزهای علم وجود در گذرم و در وادی ثنا غوطه ور شوم و جز خدا چیزی را احساس نکنم.
از پشت پنجره ی اتاق
از پشت پرده خاطرات غمزده
یاد تو
چه دلنشین و خنک
این جان خسته را نوازش می دهد
باد می آید و انگار تویی می گذری

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
نویسندگان

شده بود ی گلوله آتیش.انگار تو دلش ذغال ریخته بودند از بس منقلب و در هم پیچیده میشد دلش.از گناهی که مرتکب شده بود،حسابی نادم و پشیمان بود.اینقدرررر دلش گرفته بود،حالش گرفته بود،بغض داشت که داشت خفه میشد.نمیدونست باید چی کار کنه و چطور خودشو آروم کنه.هر چی سر به سجده میزاشت و ترنم الهی العفو میگرفت،سنگینی بار گناه رو باز حس میکرد.سنگینی شرمندگی و سنگینی نگاه های خدا رو داشت به دوش میکشید.آخه توبه کرده بود و زده بود زیر قولش:)

تو گیر و دار اون همه ناراحتی و گریه و بلاتکلیفی که نمیدونست چه کار کنه و بار گناهاش رو روی زمین کی بزاره،یهو انگار چیزی درونش صدا زد که برو قرآن رو باز کن .وقتی کتاب آسمانی رو باز کرد و وقتی ناگهان چشمش به آیه ای از سوره انبیا افتاد خشکش زد و ته دلش نوری درخشید که ابرهای غم از دلش رفت و خورشید رحمت خدا بهش تابیدن گرفت.بعدش دوباره رفت سجده و با خنده کلی خدا رو شکر کرد و منت کشید.


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَأَدْخَلْنَاهُ فِی رَحْمَتِنَا إِنَّهُ مِنَ الصَّالِحِینَ ﴿۷۵﴾


راست گفت خداوند بلند مرتبه و عظیم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی